مراد على شمس

591

با علامه در الميزان ( فارسى )

خلقت و ايجاد حاصل مىشود ، نه آن علم كه قبل از ايجاد داشته است . « 1 » ( چون آن قبلا حاصل بوده است ) س 577 - آيا علم خدا به عملى از انسان ، اختيار را از انسان سلب نموده ، و باعث جبر مىشود ؟ ج - برخى [ همچون فخر رازى ] كه انسان را مجبور در عمل دانسته ، نسبت عمل را به انسان نسبت وجوب گرفته ، نه امكان . و چنين پنداشته كه واجب الثبوت شدن عمل به خاطر قضاى الهى ، باعث مىشود كه نسبت آن به انسان هم از امكان به وجوب مبدّل شود . و به بيانى ديگر و روشن‌تر : اينكه اگر علم خداى تعالى تعلق گيرد به اينكه مثلا فلان چوب به زودى با آتش مىسوزد ، باعث مىشود كه اين سوختن محقق شود ، اما سوختن به اين قيد كه با آتش باشد ، نه مطلق سوختن ؛ زيرا چنين سوختنى متعلق علم حق قرار گرفته ، نه هرسوختنى ، چه به آتش باشد و چه به غير آتش . و همچنين اگر علمش به اين تعلق گيرد كه فلان آدم به زودى فلان عمل را به اختيار و ارادهء خود انجام مىدهد ، و يا به خاطر عملى اختيارى ، شقى مىشود ، چنين عملى باعث نمىشود مگر صدور فلان عمل را از فلان انسان با اختيار و اراده‌اش ، نه صدور آن على اى حال چه اختيارى در ميان باشد و چه نباشد ، و چه پاى فلان آدم معين در ميان باشد و چه نباشد ، تا لازم بيايد كه ميان آن عمل و آن شخص هيچگونه رابطه تأثيرى نباشد . و همچنين اگر علم خداوند تعلق گيرد به اينكه به زودى فلان انسان به خاطر

--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 1 ص 488 .